به یاد حاج هاشم فیاض
زندگی نامه و بیو گرافی استاد:
مرحوم هاشم فیاض در سال 1295 در محله سنگلج تهران در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود.
آنگونه كه خود در خاطراتش گفته است، در كودكی و به تشویق مادر، به تعزیهخوانی روی آورد. در زمان حكومت محمدعلی شاه، كودكی پنج ساله بود كه به دیدن تعزیه علاقه بسیار پیدا كرد.
دوران تحصیل وی به دلیل مشكلات فراوان تا ششم ابتدایی ادامه داشت. فیاض بعدها در محضر استاد آقاسید كاظم از پیشكسوتان تعزیه آن زمان كه به میرغم معروف بود، كسب فیض كرد و سپس به مدت دوازده سال زیر نظر استاد مشهدی رضا، تعزیهخوانی را به صورت حرفهای ادامه داد.
مرحوم فیاض از سن نوزده سالگی شروع به جمعآوری نسخههای تعزیه میرعزا كرد و در زمان حیات خود حدود یكصد نسخه از آن را جمعآوری نمود.
هاشم فیاض بزرگترین سعادت زندگی خود را شناخته شدن در سراسر كشور به عنوان ذاكر امام حسین(ع) میدانست.
با پشت سر گذاشتن دوره كودكي و بچهخوانى، به عنوان تنها بازمانده از تعزیهخوانان تكیه دولت، تنها استاد مجالس غریب تعزیه شناخته شد.
او پس از كسب مهارت در زمینههای موافقخوانی و مخالفخوانی تعزیه به بالاترین درجه تعزیه یعنی «معینالبكاء» رسید.
در دوران مختلف زندگیاش به بسیاری از شهرها و روستاهای كشور سفر كرد. در تمام كشور او را به نام عمو هاشم میشناختند. در محلات قدیمی او را با عنوان «هاشم شمر» میشناختند و به گفته خود فیاض، پیتر بروك با معرفی خود به نام «علی بابا»ی فرانسه، او را «علی بابا»ی ایران صدا میكرد.
فیاض در بسیاری از كشورهای جهان از جمله فرانسه، آمریكا، ایتالیا و ... به اجرای مجالس مختلف تعزیه پرداخت و توانست توجه بسیاری را به تعزیه ایران معطوف كند. این توجه تا به آنجا پیش رفت كه پس از اجرای مجالس تعزیه «حر بن یزید ریاحی» و «امام رضا(ع)»، با معینالبكائی و تعزیهخوانی وی در سال 1370 در فستیوال آوینیون فرانسه، بزرگانی چون «پیتر بروك» و «ژان كلود كاریر»، وی را برای آموزش به آوینیون دعوت كردند و در محضرش به تلمذ نشستند.
بسیاری از شمرخوانان امروز مانند «رضا حیدری»، «اسماعیل محمدی»، «علاءالدین قاسمی»، «حاج رضا لنكرانی»، «ابوالفضل احمدی»، «احمد عزیزی» و ... از شاگردان خلف استاد فیاض محسوب میشوند.
هاشم فياض تربيت كننده تعزیهخوانان بسياري از نسلهاي مختلف است كه در مخالفخوانى، موافقخواني و بچهخواني و موسيقى، فعال هستند. وی به عنوان یكی از بزرگترین اسبابداران و جامهداران تعزیه به شمار میآید. با گردآوری 250 عنوان نسخه تعزیه و ملزومات و تكنیكهای اجرایی آنها، آشنا با روشهای اجرا و موسیقی تعزیه به حساب میآید.
وی از ابتدای تأسیس كانون نمایشهای سنتی و آئینی در زمینه تعزیه این كانون را یاری داد و در چند دوره برگزاری همایش تعزیهخوانان جوان به عنوان داور حضور داشت و به عنوان اولین عضو مؤسس انجمن تعزیهخوانان ایران شناخته میشود.
داوود فتحعلى بيگى، یكى از اعضاى كانون نمایشهاى آیینى و سنتى درباره هاشم فیاض گفت: او همیشه دوست داشت عزاداریاش با عزادارى امام حسین(ع) همزمان شود و به آرزویش رسید.
وی افزود: مطمئن باشید با خدماتى كه هاشم فیاض به هنر تعزیه كرد، هرگز فراموش نخواهد شد. تعزیه، هنر مقاومت است چون پرچمدار كربلاست.
فتحعلی بیگی افزود: پايمردىها و ايستادگىهاى افرادى چون هاشم فياض بود كه باعث باقى ماندن تعزیه شد كه اگر چنين نبود، امروز چيزى به نام تعزیه وجود نداشت.
به گفته وى، هاشم فیاض با سفر به اقصى نقاط ایران، در جاى جاى كشور، به تعزیهخوانى پرداخت و مردم نقاط گوناگون را با اين هنر آشنا كرد.
اصغر دشتی از شاگردان استاد فیاض در رابطه با وی گفت: هاشم فياض هميشه آرزوي مرگ در هنگام تعزیه را داشت و در زمان برگزاري نخستين سوگواره تعزیه حسيني قم كه به عنوان داور حضور داشت، بیماری چند ساله كارش را نیمهتمام گذاشت و سرانجام در روز جمعه بیست و یكم اسفند ماه 1383 بر اثر بیماری دیابت در بیمارستان شماره دو تهران درگذشت و در روز دوشنبه بیست و سوم اسفند 1383 از محل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
آخرين تصوير ثبت شده از يگانه استاد بيبديل تعزیه ايران در نقش هميشگياش در تعزیه، یعنی «معینالبكاء» با پوششی سپید در فیلم «تمرین آخر»، ساخته ناصر تقوایی به یادگار مانده است.
به همت مركز مطالعات راهبردی خیمه تلفن مركز پخش : 7751424- 0251
در حالي به 21 اسفندماه می رسیم که چهارمين سالگرد درگذشت هاشم فياض، معين البكا و تعزيه شناس كشورمان، نزدیک شده ایم و هنوز هم مصائب ريز و درشت پيرامون تعزيه ايراني ديده ميشود.
* تعزیه، از ثبت ملي تا ثبت جهاني
ارزش و اعتبار هاشم فياض، اين استاد مسلم تعزيه مثال زدني است چون او فقط در نقش تعزيهخوان و معينالبكا فعاليت نكرد بلكه در زمينه گردآوري نسخ تعزيه و آرشيو اسباب و اثاثيه خاص تعزيه نيز دستي داشت.
اما تا امروز معلوم نيست چه بر سر داشتههاي او آمده است. به هر تقدير گردآوري چنين ابزار و نسخههايي كه مكمل ماندگاري و بقاي تعزيه است، بايد از ضروريات فرهنگي كشورمان به شمار آيد. فياض بيش از نيم قرن وقت خود را در شرايط نامساعد حكومت پهلوي وقف اجراي تعزيه كرد و افرادي مانند او بودند كه بر ممنوعيتهاي رضاخاني غلبه كردند تا تعزيه به شكل رسمي و اصيلش تا روزگار ما باقي بماند.
اما با اين وجود تعزيه از نابساماني و مصائب بسيار رنج ميبرد. هنري ايراني و اسلامي كه در اربعين امسال توسط ميراث فرهنگي به عنوان هنر ملي ثبت شده است.
* داشتههاي فرهنگي يك بزرگمرد
هاشم فياض همانطور كه در بالا نيز به آن پرداخته شد، يكي از هنرمنداني است كه در تدوام و بقاي اين هنر ملي و ميهني تلاش ستودني را پيش روي داشته است.
امروز شاگردان او مانند رضا حيدري، اسماعيل محمدي، علاءالدين قاسمي، حاج رضا لنكراني، ابوالفضل احمدي، احمد عزيزي و ديگران جزو نام آوران اين هنر اصيل هستند كه خود اينان نيز از داشتههاي فرهنگي براي تداوم يك هنر به شكل رسمي و اصيل آن به شمار ميآيند.
مشروط بر آن كه جايگاه تثبيت شدهاي براي آن تعريف شود تا با اجراي مداوم تعزيه امر آموزش سينه به سينه ناخواسته به وقوع بپيوندد و اين گونه راه براي حضور عناصر ملي و اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باز شود. اگر سري به چين، ژاپن و هند بزنيم ميبينيم كه آنها براي نگهداري و برقراري هنرهاي كهن خود چه سرمايهگذاري كلاني كردهاند. اصلا بقاي اين هنرها خود جنبه گردشگري دارد و خيلي راحت ميتواند سودآور باشد.
متاسفانه ما نه موزهاي براي نگهداري اشيا، مدارك و اسناد، نسخ و تمام امور مرتبط با هنر تعزيه داريم و نه پژوهشكدهاي داريم كه پيوسته در زمينه اين هنر در شهرها و روستاهاي مختلف كه هر يك شيوههاي رايج تعزيهگرداني مختص به خود را دارند، پژوهش انجام دهد.
مطمئنا در نبودن پژوهشهاي به هم پيوسته به زودي شاهد نابودي اين هنر خواهيم بود. در صورتي كه با ضبط تلويزيوني و سينمايي و نگهداري نسخ و اشيا ميتوان براي بقاي اين هنر، اوليهترين حركتهاي ممكن را انجام داد. هنوز يك جاي مشخص مانند تكيه دولت در زمان قاجاريه، براي اجراي مدوام و سالانه تعزيه نداريم.
ما بيش از 360 عنوان نسخه متعدد از تعزيه داريم كه بر اساس آنها براي يكسال به راحتي ميتوانيم تعزيههاي گوناگوني را به صحنه بياوريم. حتا ميتوانيم از اين شيوه اجرايي براي اجراي مسائل امروزي نيز بهره مند شويم و البته اين كار نياز به پيگردهاي دانشگاهي و پژوهشي دارد تا ضمن بهرهوري از تعزيه از انحراف و تحريف آن نيز پيشگيري شود.
* كمك گرفتن از هر امكاني
امروز بقاي هنر تعزيه بايد جزو ملزومات فرهنگي ايرانيان به شمار آيد و مردم در كنار دولت موظف به حفظ و نگهداري آن هستند.
اگر ما نسبت به داشتههاي فرهنگي خود بيتفاوت باشيم خود را گرفتار فرهنگ بيگانه ميسازيم كه تحت هيچ شرايطي با فرهنگ ما عجين نخواهد شد.
تعزيه فقط يك هنر كهن و سنتي نيست بلكه در آن تكنيكهاي روايتي و اجرايي بكر و ناب وجود دارد كه در صورت استخراج، توانايي اجراي مسائل امروزي را دارد؛ چنانچه بهرام بيضايي بارها براي اجراي متنهاي امروزي خود به شيوه تعزيه تاكيد كرده اگر سري به نمايش اپراي عاشورا در تالار فردوسي زده باشيد متوجه خواهيد شد كه بهروز غريب پور تا چه حد از تكنيكهاي تعزيه به ويژه در روايتگري و موسيقي تعزيه و تكنيك فاصلهگذاري بهره مند شده و چگونه از آن در خدمت تلفيق با شيوه عروسكي (ماريونت اروپايي) و اپرا سود برده است.
او به سمت همطرازي يا حتی فراتر از آن گام برداشته است و به دو شيوه اجرايي بيگانه، اصالت ايراني و بومي بخشيده و در نهايت يك شيوه بكر و جهاني را پيشنهاد داده است.
بنابراين مطالعه و غور كردن در تعزيه هميشه نكات بارز و برجستهاي را براي هنر ايراني دربر خواهد داشت و حتا ما ميتوانيم از طريق داشته هاي فرهنگي خود پيشنهادهاي جالبتر و به روزتر اجرايي را به تئاتر جهان بدهيم. اعتماد به نفس و خود باوري، به علاوه تلاش و ممارست در تحقق چنين حركتي لازم است.
* از فياض بياموزيم
هاشم فياض نمونه يك انسان دلباخته و عاشق به هنر تعزيه است. ما ميتوانيم از او و ديگر مرشدان و بزرگان و پژوهشگران دلسوخته و مجرب اين هنر بسيار بياموزيم.
اين آموختن مرهون توجه و آموزش است. بايد جايي باشد كه هنر هاشم فياض را بياموزاند. اين مركز مي تواند دانشگاهي باشد و استادان فن بايد به دنبال يافتن توانمنديهاي بالفعل افرادي مانند هاشم فياض باشند تا دستاورد هنري آنان براي تثبيت قدرتمند اين هنر به كار گرفته شود.
هاشم فياض در سال 1295 در محله سنگلج تهران چشم به جهان گشود و از آنجا كه مادرش او را نذر امام حسين(ع) كرده بود از كودكي به عنوان بچهخوان وارد تعزيه شد و از محضر استادان فن تعزيه مانند سيد كاظم كه معروف به مير غم بود بهرهمند شد و بعد به مدت 12 سال در خدمت استاد مشهدي رضا تعزيهخواني را به طور حرفهاي آموخت.
او بعدها مشهور به هاشم شمر شد كه همه او را به نام عمو هاشم صدا ميكردند.
هاشم فیاض در طول زندگياش 100 نسخه از تعزيههاي مير عزا را جمع آوري كرد و مجموع نسخ جمعآوري شده توسط هاشم فياض به 250 عنوان ميرسد.
اين نسخ بايد از خانواده مرحوم فياض خريداري شود و به عنوان ميراث ملي در موزه يا مركزي فرهنگي نگهداري شود.
خاطرات مرحوم فياض هم بايد تبديل به كتاب شود تا خود به عنوان يك منبع جوشان در خدمت تعزيه قرار گيرد. اثاثيه مربوط به تعزيه هم كه توسط اين استاد گردآوري شده است، بايد براي ترويج و بقاي هنر تعزيه در يك موزه نگهداري شود.
به مناسبت اجراي نمايش عمو هاشم به كارگرداني مريم معترف و بزرگداشت هاشم فياض
تعزيه را مردم زنده نگه داشته اند
گزارش يك نشست
به مناسبت اجراي نمايش عمو هاشم به كارگرداني مريم معترف و بزرگداشت هاشم فياض
تعزيه را مردم زنده نگه داشته اند
علي شيدفر

عمو هاشم عنوان نمايشي بود كه در سومين همايش آيين هاي عاشورايي در تئاتر شهر به صحنه آمد. اين نمايش بر اساس يكي از خاطرات هاشم فياض آخرين بازمانده نسل تعزيه خوانان قديم ايران توسط داود فتحعلي بيگي نوشته و توسط مريم معترف كارگرداني شده است.
ماجراي نمايش عمو هاشم درباره يكي از سفرهاي زنده ياد فياض است كه همراه با گروهي از تعزيه خوان ها در يك روستاي دور افتاده به اجراي برنامه مي پردازد. بعد از تمام شدن برنامه هر يك از اهالي يكي از اعضاي گروه را به خانه خود دعوت مي كند اما فياض كه مخالف خوان بوده را كسي دعوت نمي كند تا اين كه...عمو هاشم هفته آينده نيز در خانه نمايش به اجرا
در مي آيد.
مريم معترف كارگردان نمايش عموهاشم مي گويد: زنده ياد هاشم فياض از قديمي ترين تعزيه خوان ها و معين البكاهاي ما بوده و من دوست داشتم نمايشي را به ايشان تقديم كنم. بزرگداشت استاد هاشم فياض همزمان با اجراي عمومي نمايش عمو هاشم در اداره تئاتر برگزار مي شود.
زندگينامه عمو هاشم
هاشم فياض تعزيه خوان و تعزيه گردان پرآوازه كشورمان كه بيش از هفتاد سال در اين زمينه فعاليت كرد در سال 1295 در محله سنگلج تهران به دنيا آمد. نام اصلي او محمدعلي فياض است كه به عمو هاشم معروف شده است. پيش از تولد او پدر و مادرش تنها يك دختر داشتند. مادر فياض در تكيه نذر مي كند كه خداوند فرزند ديگري به آنها بدهد، چنانچه دختر بود در آينده تكيه ها را جارو كند و اگر پسر بود تعزيه خوان شود.
پس از گذشت 9 سال فياض به دنيا مي آيد. پدرش او را محمدعلي و مادرش هاشم نامگذاري مي كند. او از كودكي به تشويق مادرش به دنبال گروه هاي تعزيه راه مي افتد. مادر از ابتدا يك چهل بسم الله به او آويخت و يك سيب به داخل يك كشكول حلبي گذاشت. او را لباس پوشاند و به تكيه قورخانه كهنه براي ديدن تعزيه فرستاد. كودك در اين هنگام از كشكول خود آب خيرات مي داد.
در زمان حكومت محمدعلي شاه كودك پنج ساله بود كه تعزيه مي ديد. در سال هاي بعد به مدرسه رفت و تا كلاس ششم آن زمان درس خواند اما عشق و علاقه او به تعزيه آن چنان بود كه گاهي مدرسه را ترك مي گفت و به تعزيه خواني مي رفت. در همان سالها به عنوان طفل خوان كار خود را در تعزيه آغاز كرد و گاهي هم بچه ها را جمع مي كرد و مثل بزرگترها براي آنها تعزيه مي خواند. پدرش با كار او در اين سن مخالف بود و تأكيد بر درس خواندن داشت. اما سرانجام پافشاري و عشق فياض غالب آمد و با رضايت پدر در عصر استاد آسيد كاظم معروف به ميرغم فرزند ميرعزا نسخه نويس معروف تعزيه، به مدت 8 سال شاگردي كرد و از آن پس به طور حرفه اي همراه با آسيد مصطفي نوه ميرغم تعزيه خواني را ادامه داد و در دوران ممنوعيت تعزيه در عصر رضاخان با اجراي بيش از يكصد و سي نسخه براي احياي تعزيه تلاش كرد.
از استاد فياض 5 پسر و دو دختر به يادگار مانده كه سه پسر او به طور مستمر در كار تعزيه فعاليت دارند. از شاگردان بنام هاشم فياض مي توان به اسماعيل محمدي، رضا حيدري، علاءالدين قاسمي، ابوالفضل احمدي، احمد عزيزي، حاج رضا لنكراني و... اشاره كرد كه امروز در غياب او به عنوان طليعه داران تعزيه چراغ آن را روشن نگه داشته اند.هاشم فياض در آرشيو شخصي خود 250 عنوان نسخه تعزيه، ملزومات و وسايل اجرايي آن را نگهداري مي كرد و حافظه پري از تكنيك هاي اجرايي تعزيه داشت و بر موسيقي آن كاملاً مسلط بود. او در زمينه موافق خواني و مخالف خواني نيز مهارت داشت. او در سال 1370 در جشنواره آوينيون فرانسه به اجراي 4 مجلس تعزيه پرداخت كه مورد توجه پيتربروك قرار گرفت. پيتر بروك در اين سال از فياض به عنوان علي باباي ايراني و از خودش به عنوان علي باباي فرانسه ياد كرد. فياض علاوه بر فرانسه در كشورهاي ايتاليا و آمريكا نيز به معرفي تعزيه ايراني پرداخت.در كارنامه هاشم فياض داوري چند دوره همايش تعزيه خواني و يكي از اعضاي موسس انجمن تعزيه خوانان ايران ثبت شده است. او هميشه آرزوي مردن در فضاي تعزيه را داشت و در سال 83 زمان برگزاري نخستين سوگواري تعزيه حسيني در قم كه به عنوان داور حضور داشت، بيماري دوباره گريبانگيرش شد و با انتقال به تهران سرانجام روز جمعه 21 اسفند ماه در بيمارستان فياض بخش چشم از جهان فرو بست.
استقامت در برابر مخالفان
داود فتحعلي بيگي، نويسنده نمايش عمو هاشم كه به عنوان بازيگر نيز در اين نمايش حضور دارد از خاطرات خود درباره استاد هاشم فياض معين البكاء تعزيه ايران مي گويد: از سنين كودكي، شايد هم نوجواني او را ديده بودم. در صحن امامزاده حسن، گاهي كه براي زيارت اهل قبور مي رفتيم. صحن امامزاده پر بود و همه روزه گروهي تعزيه مي خواندند. بعدها در سال 63 دوباره او را ديدم، در تالار محراب.
بين تعزيه خوان ها اختلاف بود كه تعزيه حر را چه كسي بخواند و من كه از طرف مركز هنرهاي نمايشي عهده دار سرپرستي مراسم تعزيه خواني بودم، پرسيدم مگر شما بزرگتر نداريد؟ گفتند: بزرگتر ما آقاي فياض است. مرا بردند به اتاقي كه در آن تعزيه خوان ها لباس عوض مي كردند و آنجا بود كه چشم من به جمال عمو هاشم روشن شد و خاطره زمان كودكي برايم زنده شد. به ياد آوردم كه او را بارها در لباس شمر ديده بودم. عجيب اين كه در تمام دوران تحصيل دانشگاهي هر وقت صحبت از تعزيه و تعزيه خواندن پيش مي آمد همان مخالف خوان صحن امامزاده حسن برابر چشمانم مجسم مي شد. همان صدا و تقريباً همان قيافه بود كه در تالار محراب ديدم. پايش در گچ بود. بعدها فهميدم كه با موتور تصادف كرده و از آن تاريخ به بعد با زنده ياد هاشم فياض و به قول اغلب تعزيه خوان ها عمو هاشم مراوده پيدا كردم. چون كه او داناي تعزيه بود و من تشنه آموختن. نه آن كه ديگران نمي دانستند، بلكه او لااقل در بين كساني كه من ديده بودم بيشتر مي دانست. قرار و قاعده و قرار داد و شيوه خواندن و نواهاي دويست مجلس تعزيه را به خوبي مي دانست. مجموعه نسخي كه در اختيار داشت فاقد فهرست بود چون كه ترتيب اجراي همه آنها را از برداشت. در سال هايي كه تعزيه خواني تالار محراب را به عهده داشت بارها شاهد بودم كه در پشت صحنه يك گوشش متوجه مخاطب بود و يك گوشش متوجه صداي شبيه خوان، لذا به موقع هر كسي را به داخل صحنه مي فرستاد و يا از حضور بي موقعش جلوگيري مي كرد. مهارت آن استاد نه تنها در ايفاي نقش مخالف بلكه در ايفاي همه نقش ها زبانزد خاص و عام بود. هيچ كس را تواناتر از او در خلق لحظات شبيه خواني نديدم... اهميت وجودي زنده ياد عمو هاشم و امثال او كه انگشت شمار بودند، تنها در تعزيه خواني و تعزيه راني نيست، چه بسا مقاومت و پايداري آنها براي حفظ و حراست تعزيه از شر مخالفان دولتي و غيردولتي در دوره پهلوي كم از ميزان تجربه آنها در قلمرو هنر تعزيه خواني نيست.
مردم و تعزيه
عمو هاشم كه هميشه دل نگران تعزيه بود و عمري در حفظ آن تلاش كرد معتقد بود اين مردم اند كه تعزيه خواني را زنده نگه داشته اند نه مسئولان. او در آخرين ماه هاي زندگي مي گويد: حدود 80 سال پيش تعزيه را شروع كردم. آن روزها حال و هواي تعزيه بسيار متفاوت تر از امروز بود. امروز در هر كجا كه مي بيني تعزيه مي خوانند. كوچه، كنار خيابان، گوشه ميدان و ... ولي آن موقع ها تعزيه را فقط در تكيه ها مي خواندند. اينها تعزيه نيستند. تعزيه تكيه و نسخه مي خواهد. نسخه، مكان مناسب و هوا سه ركني هستند كه باعث اجراي خوب يك تعزيه مي شوند. من شخصاً مخالف استفاده از ميكروفن هستم. استفاده از اين وسيله صحيح نيست.
به ياد مي آورم سوار بر اسب بدون ميكروفن چنان مي خواندم كه 5 هزار نفر صدايم را مي شنيدند. مجلس چنان آرام و ساكت بود كه چنين چيزي امكان داشت ولي حالا مكان هاي تعزيه به قدري شلوغ است و پرصدا كه 50 ميكروفن هم كم است. مثلاً همين محوطه تئاتر شهر را نگاه كنيد اصلاً جاي خوبي براي اجراي تعزيه نيست. نه مي توان در آن اسب سواري كرد نه مي توان كاروان به راه انداخت. صداي بوق رفت و آمد ماشين ها را هم به آن اضافه كنيد... تعزيه به مكان مناسب، بودجه، آموزش و محبت نياز دارد. بدون اينها نمي شود تعزيه را حفظ كرد... به هر حال در طول اين سالها اين مردم بودند كه شبيه خواني را زنده نگه داشتند نه مسئولان، باور كنيد كه اگر همين بچه هايي كه الان به طور دست و پا شكسته مجلس اجرا مي كنند نباشند شما ديگر نامي هم از تعزيه نمي شنويد.
--------------------------------------------------------------------------------
گزارش يك نشست
بررسي نمايش مسافران
گروه ادب و هنر- بررسي نمايش مسافران هفته گذشته با حضور يدالله وفاداري، رحمت اميني، مصطفي محمودي، محمدحسين ناصربخت و كتايون حسين زاده برگزار شد.در آغاز جلسه محمودي با بيان اينكه حال و هواي كار، ما را به ياد اثر استاد بيضايي مي انداخت، از سيروس همتي خواست درباره شكل گيري نمايشنامه مسافران صحبت كند.
پس از توضيح مختصر كارگردان در خصوص ايده هاي اوليه اثرش، ناصربخت با طرح پرسش هايي، نسبت به نبود نيروي بازدارنده اصلي و در سطح ماندن وقايع انتقاد كرد و گفت: در تعزيه هاي امام حسين(ع) نسخه اي شبيه نمايش شما وجود دارد به نام زائران امام كه در دوره متوكل عباسي اتفاق مي افتد. آنجا ما با كاري روبه رو هستيم كه يك نيروي مخالف قدرتمند كه انگيزه قوي براي درگيري دارد به چشم مي آيد. اين رويكرد در كار شما نيست. علاوه بر آن در شرايط جديد جهان حاكم، تذكر و جنبه عبادي كار آيا همان تأثير را بر جاي مي گذارد؟ نگاه ما به جهان عوض نشده؟ و آيا شما فقط اتفاقات را توجيه نكرده ايد؟
وي تحليل اثر از شرايط پيرامون را سطحي دانست و افزود: من آن فاجعه فرهنگي را نمي بينم. آيا اين بيان به نيروي مخرب كمك نمي كند؟ چرا از آن نيرويي كه مي تواند آنتاگونيست باشد و به لحاظ دراماتيك كار را قوي كند، گذشته ايد؟
دكتر ناصربخت انگيزه افراد براي سفر به كربلا را قوي و قابل باور ندانست. محمودي نيز تعدد خطوط مختلف داستان و فضاهاي مختلف نمايشي را به طور ناخواسته دليل پرداخت نشدن بيشتر هر يك دانست.
سيروس همتي در پاسخ گفت: اغلب آدم هاي من خاكستري هستند و من به آنتاگونيست و پروتاگونيست اعتقاد چنداني ندارم. قرار نيست سرباز آمريكايي متحول شود. همان طور كه در كربلا ديده مي شود كه سربازان وقتي از خيابان هاي مشرف به حرم رد مي شدند، احترام مي گذارند. اين نشانه تحول آنها نيست، احترامي است كه به دليل احترام مردم به حرم برانگيخته مي شود. اعتقاد دارم در سطح ماندن اثر خوب است. اين سطح ها يك مفهوم را ارائه مي دهند. اگر از سطح به عمق رسيديد من موفق بوده ام.
كتايون حسين زاده با تأييد نظر سيروس همتي گفت: با اين رويكرد كه در يك اثر نمايشي به دنبال هدف و پيام باشيم مخالف هستم. ترجيح مي دادم كه كار در سطح باقي بماند و مسائل سخت سياسي و غلو شده را در آن نبينم. اما بايد بگويم كه نقطه ضعف كار مناسبتي بودن آن است. فكر مي كنم اگر مناسبت را از آن بيرون مي كشيديد، نمايش خود را نشان مي داد. وي نمايش مسافران را يك كار موفق ارزيابي كرد كه صددرصد با مخاطب ارتباط مي گيرد و حتي استفاده از چند زبان به آن لطمه نمي زند.
حسين زاده طنز كار را نقطه قوت آن دانست و گفت: نقطه قوت طنز اين بود كه عوامل كار به آن به عنوان يك كار طنز نگاه نكرده اند و آن را كاملاً جدي اجرا مي كنند. تك تك بازيگران در اين امر موفق بودند.
